تبليغاتX
Gorganname
.:: تو گرگانی که در متن اوستا """ ستوده نام پاکت را اهورا ::.

  عبور از اروند رود ......

( مدت ها در تردید بودم که بنویسم یا ننویسم .... ولی تصمیم گرفتم تا اندکی  بنویسم )

... خرمشهر به شدت گلوله باران می شد ، تمامی بچه های لشگر ویژه در داخل خانه های متروکه مردم خرمشهر پناه گرفته بودند و آماده اعلام رمز و آغاز عملیات بودند . با غروب آفتاب ، نماز مغرب و عشاء را همگی با عجله خواندیم . در بین دو نماز حال عجیبی داشتم ، احساس می کردم اتفاقی بزرگ در حال شکل گیری است و پایان مدتها انتظار از راه رسیده .... بعد از خواندن نماز هنوز از جا بلند نشده بودم که یکی از فرماندهان، بلند صدا زد .... پیک گروهان ، پیک گروهان ... سریعاً از جا بلند شدم و به محل فرماندهی گردان رفتم ، فرماندهی به من دستور داد تا بسرعت به مقر قرارگاه عملیات برم و اعلام آمادگی گروهان های گردان مالک اشتر را به فرماندهی ستاد اعلام کنم....از پناهگاه که بیرون آمدم ، خیلی تعجیب کردم.... آسمان خرمشهر را دیدم که از شلیک گلوله های منور عراقی ها مثل روز روشن شده بود ، خیلی نگران شدم اما بی اعتنا و به سرعت در کوچه های خرمشهر به سمت ستاد فرماندهی کل می دویدم . در طول مسیر با خود می گفتم خدایا نکنه عراقی ها متوجه حضور لشگر ما در خرمشهر شده اند؟؟.....  خدایا نکنه عملیات لو رفته ؟؟.....خدایا...... ولی باز پیش خودم گفتم : نه عراقی ها گاهی همینجور دیوونه  می شن.... توی جزیره مینو هم که بودیم  بعضی از شبها از بس منور می زدند جزیره مینو را مثل روز روشن می کردند...در همین فاصله به پناهگاه ستاد فرماندهی رسیدم ،..... تا وارد شدم صحنه عجیبی را دیدم..... تمام فرماندهان در حال وداع با هم و گریه و خدا حافظی بودند . بطوری که اصلا متوجه ورود من و چند پیک دیگر به جمعشان نشدند. کمی گشتم تا فرمانده گردان(بابایی) را پیدا کردم جلو رفتم و آمادگی بچه های گروهان را اعلام کردم، بابایی در حالی که از زیر عینک اشکهایش را پاک میکرد بلند به من گفت چرا اینقدر دیر ؟؟!!!؟ سریعا نیروها رو با کل تجهیزات به کانال مجاور ستاد هدایت کنید... دلم طاقت نیاورد، پرسیدم.... چیزی شده؟ با حالت همیشگی نگاهی دوباره به من کرد و گفت : سریعا بدون سر وصدا بچه هارو منتقل کنید..... با سرعت به سمت بچه های گروهان حرکت کردم در طول مسیر متوجه کشته و زخمی شدن دو نفر در کنار یکی از کوچه ها شدم  به طرفشان رفتم و شهید را که پیرمردی بود به کناری کشیدم و جوان مجروح را که انگشتان یک دستش قطع شده بود کمک کردم و دستش را محکم بستم در حالی که ناله می کرد به لهجه محلی، دائم به  من میگفت که اهل کردکوی گرگان هست.. راهنمایی اش کردم تا خودش به سمت بیمارستان صحرایی حرکت کند . من هم بعد از تأخیری کوتاه خودم را به بچه های گروهان جنداله رساندم .

مطابق برنامه قبلی قرار بود من و مهدی و محمد به همراه حدود چهل نفر دیگر از پرسنل لشگر جهت مأموریتی ویژه از بقیه بچه ها جدا شویم و به همین خاطر دوره های آموزشی سختی را در نخلستانهای بهمن شیر پشت سر گذاشته بودیم . مأموریت ویژه ما عبور از جزیره ام الرصاص و ام البابیه و نفوذ به عمق 25 کیلو متری خاک عراق و به محاصره در آوردن مقر فرماندهی ماهرعبدالرشید  جانشین نظامی صدام و فرمانده سپاه چهارم و هفتم عراق بود . اما ظاهرا با لو رفتن عملیات تمام این برنامه ها تغییر کرده بود، چون نه از قایق های مخصوص ما خبری بود و نه از فرمانده گروه ویژه  !!!!

به هر حال به همراه سایر بچه ها به داخل کانال رسیدیم ، ساعت از هشت ونیم گذشته بود گلوله باران عراقی ها سنگین و سنگین تر می شد در همین حال گلوله خمپاره ای به نزدیکی ما خورد و سه نفر از بچه های گرگانی زخمی شدند و امدادگران سریعأ مجروحین را پیش از شروع عملیات از پیش ما بردند . دیگه خوب میدانستم چه اتفاقی افتاده ؟

عراقی ها از کل عملیات ما با خبر بودند ولی ظاهراً فرماندهان ما هم اصرار بر آغاز عملیات داشتند؟؟!؟! تعدادی از بچه های گرگانی دور هم جمع شدیم همگی از هم خداحافظی کردیم ، صحنه عجیبی بود، گرمی دستان و صدای گریه دوستانم را هنوز به خاطر دارم ...  نمی دانم چرا در حال خداحافظی، زمان به سختی می گذشت و من هم بسیار نگران که چرا باید عملیات لو رفته را آغاز کنیم ؟؟ . در همین فاصله در ساعت نه شب ناگهان درگیری شدید بین غواص های خودی و سنگر های کمین عراقی در جناح چپ و راست لشگر ما ( لشگرهای عاشورا و امام حسین ) در اروند رود آغاز شد روی زمین دراز کشیده بودیم و همگی چشم به اروند رود دوخته بودیم و فقط دعا  می کردیم... از دور انفجار قایق های بچه های خودی را می دیدیم که یکی پس از دیگری در اروند رود صورت می گرفت این درگیری سنگین حدود دو ساعت  بطول کشید اما خط عراقی ها شکسته نشد و تقریباً تمامی نیروهای ما یا در اعماق اروند فرو رفتند و یا در داخل موانع انفجاری عراقی به شهادت رسیدند.....

خوب می دانستم حالا نوبت لشگر ماست... طبق برنامه قبلی قرار بود آرام آرام وارد آب شده و با عراقی ها درگیر شویم اما برنامه ها عوض شد و همگی سوار قایق های تندرو  شدیم....کم کم احساس می کردم سنگینی تجهیزات و مهماتی که همراه دارم خسته ام کرده و باید سریع تر درگیری را آغاز کنیم شاید هم به این خاطر بود که دیگر طاقتم تمام شده بود..... در فاصله ای کوتاه تمامی بچه های گردان سوار قایق ها شدند... آخرین قایق ، قایقی بود که من به اتفاق هفت نفر از دوستانم و بی سیم چی ها و فرمانده گروهان سوار بر آن شدیم یکی از نارنجک هایی که داشتم در یک دستم گرفته بودم داشتم اسلحه ام را آماده می کردم که ناگهان قایق ها با سرعت تمام به سمت سنگرهای عراقی حرکت کردند.....هنوز فاصله زیادی از ساحل خرمشهر نگرفته بودیم که آتش سنگین کالیبر های عراقی قایق ما را در میان جریان آب اروند رود متوقف کرد .....، سکان دار قایق و محمود یکی از دوستانم در اثر اصابت گلوله مستقیم به سر وسینه در دم در کنار ما به شهادت رسیدند هنوز فاصله زیادی تا سنگر عراقی ها باقی بود و اصلاً امکان تیر اندازی به سمت عراقی ها را نداشتیم ولی آتش تیر بارهای عراقی به سمت ما روانه بود.... در فاصله ای کوتاه یکی دیگر از همراهان سکان قایق را که هنوز روشن بود بدست گرفت و دوباره با شتاب زیاد به سمت خط دفاعی و مستحکم نیرو های عراقی حمله ور شدیم کمی جلو تر در فاصله نزدیک ما دو فروند از قایق های تندرو گروهان هدف موشک های آرپی جی 11 قرار گرفتند و با کل نیرو ها به اعماق اروند رود فرو رفتند.... هنوز امکان تیر اندازی به سمت عراقی ها را نداشتیم... در همین حال قایق ما در نزدیکی ساحل با تله های انفجاری  برخورد کرد و همه ما به داخل آب پرتاب شدیم . و به ناچار شنا کنان به سمت خاکریزها و سنگر های تیر بار عراقی حرکت کردیم و در حالیکه بیشتر بدن ما در آب بود یکی دیگر از بچه های گروهان در کنارم در حال عبور از موانع خورشیدی روی تله انفجاری رفت و  دوباره موج انفجار من را به داخل آب پرتاب کرد . وقتی به خودم آمدم متوجه شدم تمامی تجهیزات و سلاحی را که بهمراه داشتم در اثر موج انفجار از بدنم جدا شده و من در چند متری سنگر تیر بار عراقی ها با دست خالی  در داخل آب هستم.......

به هر شکلی بود در زیر آب فرو رفتم و  خودم را به سمت جلو و به روی پیکر شهدا در داخل سیم خاردار ها انداختم اسلحه یکی از شهدا را که بدنش کاملاً متلاشی شده بود برداشتم و خودم را به پشت خاکریز زیر سنگر تیر باری که در حال شلیک بود انداختم وقتی به اروند رود نگاه کردم فقط آتش گلوله هارا میدیدم و قایق های شکسته و پیکر دوستانم را در داخل موانع خورشیدی و سیم خاردار های عراقی .......

بعد از مدت کوتاهی در حالی که تیر اندازی می کردم ، متوجه شدم تیربارچی سنگرش را رها کرد و آتش تیر بار خاموش شد.... از فاصله ای نزدیک با چند عراقی که در حال فرار بودند درگیر شدم ..... کمی جلو تر که رفتم خیال می کردم جزء اولین افرادی هستم که به داخل خط دفاعی دشمن نفوذ کردم اما نزدیک تر که شدم در روشنای گلوله های منور متوجه، دهها جنازه و بعضاً مجروح از بچه هایی شدم که در جزیره ام الرصاص روی هم انباشته شده بودند ......و تازه متوجه شدم که جنازه هایی که زیر پایم می آمد و احساس می کردم متعلق به عراقی هاست همگی متعلق به جوانان این مرز و بوم بوده است......

...... با تعدادی از بچه های گردان از تجهیزات و مهمات شهدا و مهمات موجود در سنگر های عراقی به حد کافی تهیه کردیم و مجدداً به  سمت عراقی ها حرکت کردیم ....... عراقی ها کم کم عقب نشینی می کردند و به سمت نی زارها پناه می گرفتند دیری نگذشت که در ناباوری تمام متوجه شدیم خط دفاعی و چند لایه عراقی ها شکسته شده و ما در تاریکی شب تا میانه جزیره ام الرصاص نفوذ کردیم..... ولی متأسفانه از فرماندهان و سایر بچه ها خبری نبود و به خوبی می دانستیم که غیر از ما همگی قبل از رسیدن به خاکریز های عراقی ها در داخل اروند رود به شهادت رسیدند ..... کمی که آسمان روشن شد متوجه شدیم جز چند مورد ........از اجساد عراقی خبری نیست...؟؟!!؟؟ و دور تا دور ما پیکر پاره پاره همرزمانمان هست که بسیاری از آن ها از ما جلو تر هم بودند ..... ولی راهی دراز در پیش داشتیم و مطابق نقشه های نظامی باید به سمت پل ام البابیه حمله می کردیم و عراقی ها را به عقب می راندیم..... لباسهای غواصی که به تن داشتیم همه پاره پاره بود و مهمات هم برای هجوم دوباره به اندازه کافی نداشیتم....... اما همگی  هنوز امید داشتیم....... .

 

توضیح۱ : عملیات کربلای 4 و5 در دی ماه سال 1365 در منطقه خرمشهر آغاز شد و در این دو عملیات هزاران نفر از جوانان این مرز و بوم به خاک و خون غلطیدند و حجم زیادی از تأسیسات و ماشین جنگی عراقی ها نابود شد .

توضیح۲ : در عملیات کربلای 4 تمامی لشگر های عملیاتی ایران در شکستن خط دفاعی عراق با ناکامی روبرو شدند ولی لشگر ویژه 25 کربلا( نیرو های آموزش دیده گرگان و مازندران ) تنها یگانی بودند که موفق به شکستن خط دفاعی عراق  گردیدند و تا عمق 15 کیلو متری ( جزیره ام البابیه ) نفوذ کردند.  

توضیح۳ : کلیه گروهان های گردان مالک اشتر در این عملیات با رشادت جنگیدند و جز چند نفر تمامی پرسنل آن در خاک عراق پس از چند روز محاصره به شهادت رسیدند .گفتنی ست تعداد زیادی ازفرزندان گرگان زمین با بدنهای مجروح دراین حماسه بزرگ جوانمردانه پایداری کردند و جان به جان آفرین تقدیم کردند.

شهیدان: محمد شیخ الاسلامی – مهدی یاری – مهدی امیری – علی اکبر بیکی – کریم طالقانی - نقی صلبی – عارف آقاخانی – حسین علیی -  محمد رضا علاالدین و.... از یادگاران آن دوران هستند ....... روحشان شاد

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 14:47  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

گلستان ، مکانی امن برای کارآموزی مدیران کم تجربه؟؟؟!؟؟

نود و هشتمين جلسه كميسيون توسعه و عمران شوراي شهر تشكيل شد. در اين جلسه كه با حضور تعدادي از مهندسين با سابقه و اعضاي شوراي شهر برگزار گرديد ازانتخاب مديريت هاي كم تجربه و بي سابقه در حوزه فني و عمراني استانداري گلستان انتقاد كرده و اعلام نمودم جاي بسي تعجب است كه ازافرادي براي مديريت ارشد عمراني نام مي برند كه بسيار مبتدي و كم سابقه در اين بخش كاملاً تخصصي هستند.؟؟!! بعنوان مثال براي در اختيار گذاشتن يك پروژه عمراني در شهرداري گرگان ، داشتن 5 سابقه فعاليت فني الزامي است حال چگونه مديريت برنامه ريزي و اجراي پروژه هاي فني و عمراني  این استان را در را  در اختيار افرادي می گذارند  كه سابقه و تجربه اي در اين بخش يا ندارند و يا بسيار اندك دارند ؟!!

اعتقاد دارم بايد نسبت به اين امر مهم چاره انديشي اساسي شودو بیش از این اجازه ندهیم به مردم مظلوم گلستان جفا شود . با صراحت بيان مي كنم كه سوابق  متوسط كارشناسان و مديران حوزه فني و عمراني شهرداري گرگان بيشتر از سوابق كاري بعضي ازگزينه هاي پيشنهادي جهت معاونت عمراني استانداري گلستان است.!!!؟؟؟

در شروع سال 85 مديريت برنامه ريزي و فني پروژه هاي عمراني استان گلستان (معاونت فني و عمراني استانداري) به فردي واگذار شده بود كه نه تحصيلات لازم را داشت و نه حتي يك روز  هم سابقه فعاليت هاي عمراني را در كارنامه خود نداشت و با حمایتهای استاندار وقت ،  از گلستان مظلوم تنها به عنوان سكويي براي ارتقا پستهاي مديريتي خود استفاده كرد.!؟؟ براستی چه کسی  باید پاسخگوی این همه ناکامی در عرصه پروژه های عمرانی به مردم استان باشد....؟؟؟

با اعتقاد بر اينكه گلستان به مكاني براي طی دوره هاي كارورزي و كارآموزي افراد كم تجربه در مسئوليت هاي فني و عمراني تبديل شده است بايد بگويم كه كمترين آسيب جدي از پي وجود مديران غير متخصص ، ناتمام ماندن و بلاتكليفي پروژه هاي عمراني در سطح استان است که وعده آن بارها به مردم داده شده است .....عقب ماندگي هاي شهر گرگان و استان گلستان در حوزه عمراني بسيار زياد است حالا چگونه مي توان با مديران ضعيف اين محروميت ها و عقب ماندگي ها را جبران كرد؟.

استان گلستان از نظر کمیت و کیفیت فني بيش از  سیصد مهندس توانمند و با سابقه بالاي 10 سال  را دارا می باشد كه هيچ مسئوليت مهمي به آنها واگذار نگرديده است كه با مشاهده واگذاري مديريت هاي فني و عمراني به افراد كم تجربه و بدون سابقه ، درواقع توهینی بزرگ به قابلیتها و ظرفیتهای مردم استان کرده اند .......

در پايان بحث نيز اين موضوع را يادآوري كردم كه براي شهروندان، متخصصان و مجموعه فني و عمراني استان و شهر گرگان ، سكوت نمايندگان مردم استان در مجلس شوراي اسلامي در مقابل به كارگيري اين نيروهاي غيرمتخصص  و جفای به مردم استان سوال برانگيز است.؟؟!


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 9:1  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

کسب عنوان برتر شهرداری گرگان در جشنواره پژوهش های شهری کشور 

شهرداری گرگان عنوان برتر شهرداری های کشور را در حوزه مطالعات و پژوهش ها دریافت کرد.

در چهارمین جشنواره پژوهش های شهری و روستایی سال 88 که به مناسبت روز پژوهش در تهران برگزار شد ، وزیر کشور لوح تقدیر و تندیس برتر این جشنواره را در حوزه طرح های مطالعاتی و پژوهشی به شهرداری گرگان اهدا کرد.

در این حوزه شهرداری گرگان ، اصفهان ، اهواز و دزفول به عنوان های برتر طرح های پژوهشی دست یافتند.

طرح مطالعاتی 1404 گرگان در جلسه شورای راهبردی شهرداری گرگان به تصویب رسیده است که به موجب آن قرار است طرح های بلند مدت در زمینه های شهری ، عمرانی ، فرهنگی ، اقتصادی و فناوری اطلاعات تا سال 1404 به اجرا گذاشته شود.به موجب این طرح گرگان در سال 1404 به شهری امن ، آرام ، زیبا و پیشرو در فناوری اطلاعات تبدیل خواهد شد.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:8  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

   باز هم جفاي به اين سرزمين تاريخي !!!


 


 

در پي حذف نام گرگان از عنوان استاديوم ورزشي پانزده هزار نفره

 گرگان ، جمعي از روزنامه نگاران و پيش كسوتان عرصه ورزش ،

نامه اي اعتراض آميز را به شوراي شهر و كميته نامگذاري شوراي

شهر گرگان  ارسال داشتند كه متن نامه فوق به اين شرح است:

 

اعضاي محتـرم شوراي اسلامي شهر گرگان

سلام عليكم.

 احتراماً همانگونه كه استحضار داريد جايگاه والاي سرزمين گرگان به لحاظ تاريخي و جغرافيائي و اقتصادي و فرهنگي از گذشته هاي باستان تا عصر حاضر چنان اهميتي داشته، كه نام گرگان را نه تنها در سطح كشور پرآوازه ساخته بلكه باستناد نوشته هاي مورخين بزرگ از ابادي و نقش تاريخي و برجسته آن شهري با اعتبار جهاني معرفي شده است.

و اين در حاليست كه متأسفانه در دهه هاي اخير بدليل عدم آگاهي برخي از مسئولين از اين ارزشها ، نام افتخار آفرين گرگان مورد بي مهري و بي توجهي قرار گفته و با پرهيز از شواهد بيشمار نام استاديوم ورزشي متعلق به گرگان، از اطلاق نام تاريخي گرگان محروم ميشود. بهمين لحاظ ضمن تقاضاي بررسي اين بي مهري ها ، خواهشمند است دستور فرمائيد از طريق قانوني نسبت به اصلاح تابلوي ورزشگاه و اطلاق نام پر آوازه گرگان به اين استادیوم ورزشی اقدام لازم معمول دارند.    بااحترام

 

جمعي از روزنامه نگاران و پيش كسوتان ورزشي گرگان


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 14:15  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

 شهرداری گرگان به  گوتین گن  میرود

مسابقات بين تيم هاي شهرداري گرگان و آاس شيراز در اولين هفته از نيم فصل دوم سوپر ليگ بسكتبال

جلسه مشترک و دیر هنگام هیئت مدیره و کمیته فنی تیم بسکتبال شهرداری گرگان در سالن جلسات شهرداری به ریاست نوری معاون سیاسی امنیتی استاندار و رئیس هیئت بسکتبال استان تشکیل شد.

در این جلسه ابتدا نقاط قوت و ضعف بازیکنان و تیم مربی گری در سه بازی گذشته مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت . سپس در خواست انجمن دوستی ایران و آلمان و وزارت خارجه و مشحون رئیس فدراسیون بسکتبال در خصوص دعوت از تیم شهرداری گرگان جهت انجام بازی دوستانه با تیم جوانان شهر گوتین گن در کشور آلمان مطرح گردید و پس از بحث و تبادل نظر با انجام این بازی دوستانه در اوایل سال 89 موافقت شد.

در این جلسه طولانی موارد ذیل هم به تصویب حاضران رسید:

1- مقرر شد جلسات کمیته فنی به صورت هفتگی به ریاست حاج مهدی قاسم پور تشکیل گردد.

2- در این جلسه مصوب شد با توجه به حاشیه های زیاد بازی شهرداری و مهرام جلسه ای با حضور آقایان چراغعلی – فضیلت – کریمی - طهماسبی و لیدر ها و تعدادی از افراد مؤثر تشکیل و چالش های بوجود آمده مورد بررسی قرار گیرد .

از نکات قابل توجه در این جلسه عدم حضور ایزد پناه سر مربی به علت حضور در تمرین تیم بود!!!؟؟

حاضرین در این جلسه آقایان نوری - کریمی - طهماسبی - کلاسنگییانی - زحمتکش - طیبی - قاسمپور - پاشا - حسینی - فضیلت و چراغعلی بودند


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 23:37  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

 

كودكان بي شناسنامه گرگان در راه تكدي گري

 


 پدیده نا پسند گدایی یکی از مشکلات جدی شهرهای امروز کشور محسوب می شود. کارشناسان اجتماعی ریشه تکدی گری را صرفا در عوامل اقتصادی خلاصه نمی کنند و علل عمده تکدی گری را در فقر - مهاجرت از روستا و شهرهای کوچک - فرار از منزل - مشکلات جسمی - مشکلات روحی و روانی - کهولت سن واز کار افتادگی- اعتیاد و هزینه تهیه مواد مخدر - طلاق والدین و خرید و فروش مواد مخدر

مي دانند كه عوامل فرهنگي نيز در اين پديده اجتماعي دخيل بوده و بسيار قابل توجه مي باشد. بنا به گفته مسئولان تنها چهاردرصد از متكديان نيازمند واقعي هستند و نود و شش درصد آنها شرايط اقتصادي قابل قبول و بعضاً خوبي دارند و تنها تظاهر به فقر و تهيدستي مي نمايند و از اين طريق امرار معاش مي كنند. بعنوان مثال در اكثر شهرهاي بزرگ كشور بسياري از متكديان روزانه پنجاه تا دويست هزار تومان درآمد دارند!!! و اين درآمد مناسب موجب گرديده است تا كودكان به ظاهر فقير و دختران و زنان جوان سازماندهي گرديده و به ادامه تكدي گري ترغيب گردند و در همين خصوص نكته قابل توجه در شهر گرگان حضور تعداد زيادي كودك بدون شناسنامه در جمع متكديان مي باشد !!؟؟ و به همين دليل خانواده ها موجوديت و مسئوليت اين كودكان را نمي پذيرند.

متكديان در گرگان چه نيازمند و چه حرفه اي (بي نياز) با شيوه هاي جديد و احساسات برانگيز به امرار معاش مي پردازند و از عواطف مردم در گوشه و كنار شهر سو استفاده مي كنند كه بارزترين آن استفاده از انواع كودكان ، نوزاد و خردسال ، زنان و دختران جوان ، افرادي كه نقص عضو دارند ، سوءاستفاده از نام بزرگان ديني و در آرامستان گرگان و با نشستن بر سر راه عزاداران احساسات مردم را برمي انگيزد و اين   امر موجب گرديده است تا همواره براي شهروندان گرگاني اين سئوال مطرح گردد كه چرا با تكدي گري توسط مسئولين برخورد مستمر و حساب شده  نمي شود ؟ و متأسفانه مشاهده اين نابهنجاري و عدم برخورد با آن موجب تأثير سو بر افكار عمومي و بدبيني و بي اعتمادي مردم نسبت به دولتمردان در سازماندهي اوضاع اجتماعي شهر گرگان گرديده است.

به موجب مصوبه شوراي عالي امور اداري كشور ، سازمان هاي بهزيستي ، فرمانداري ، شهرداري ، استانداري ، نيروي انتظامي ، دادگستري ، مركز بهداشت ، كميته امداد ، اداره كار و امور اجتماعي و فني و حرفه اي موظف به جمع آوري ، نگه داري و آموزشي متكديان در سطح شهر هستند كه در سطح منطقه از بين اين سازمان هاي مسئول در امر جمع آوري متكديان تنها فرمانداري ، بهزيستي ، نيروي انتظامي ، دادگستري و شهرداري فعال بوده و مابقي تاكنون نقش مؤثري ايفا نكرده اند.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 10:16  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

وداع آرام دکتر شریف با دنیای خاکی

                                    


سجاده بی آلایش نماز صبح او در کنار پیکر بی جانش پهن بود و آخرین عبادت های خالصانه را با خالق خود به جا آورده بود.حتماً احساس کرده بود به خواب احتیاج دارد و شاید می دانست این بار خوابی راحت را در پی خواهد داشت ، خوابی که دیگر به غم های دیرینه و به تنهایی های طولانی اش پایان  می داد. با چهره ی آرام و مهربان همیشگی اش با کوله باری از غربت و غم فراوان به آفریدگارش پیوست .                                                                                                                   دکترمحمد هادی شریف پزشک و معتمد مردم شهر گرگان بامداد روز چهارشنبه 18 آذر ماه 88 در منزل استجاری خود با دار فانی وداع کرد .

دکتر شریف انسانی بزرگ و پزشکی دلسوز بود که به بسیاری از شهروندان این دیار تاریخی خدمات خالصانه ای را ارائه کرد . مرحوم شریف پزشک ویژه کمیته امداد بود که سالهای سال کودکان بی سرپرست و خانواده های درمانده فراوانی را به صورت رایگان معالجه کرد .

محمد هادی شریف در شرایطی از دنیا رفت که پس از چهل و چند سال طبابت هیچ اندوخته قابل توجه ای از دنیا نداشت و در آمد خود را صرف امور خیریه – خانواده های بی بضاعت و درمان افراد نیازمند می نمود .

منتخب شهروندان گرگان در تمام مدت دو دوره عضویت در شورای شهر در مواجه با همه مسائل شهر و در ارتباط با سایر اعضای شورا با نجابت ، فروتنی وبا بزرگواری رفتاری ماندگار از خود در ذهن و دل همه   بر جای گذاشت . او در سن 71 سالگی پس از صبوری های زیاد از غم های بسیار فراوان در تنهایی آرام گرفت و به سرای باقی شتافت .

روحش شاد


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 8:17  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

مراسم یاد بود هشتادمین سال تولد مسیح الله ذبیحی برگزار شد

مراسم یاد یود هشتادمین سال تولد مسیح الله ذیبحی پدر تاریخ نگاری نوین گرگان در انجمن خیریه بانوان گرگان با حضور خانواده و جمعی از علاقه مندان به این دیار تاریخی برگزار شد.

در این مراسم رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر (حبیب الله قلیشلی) و دکتر اسدالله- معطوفی و دکتر ذبیحی فرزند و خانم فرزانه نژاد همسر مرحوم ذبیحی در زمینه ویژه گیهای اجتماعی ، فرهنگی و آثار ارزشمند مرحوم ذبیحی و زادگاه این چهره ماندگار ، سخنانی را بیان داشتند.

در خاتمه این مراسم به پاس زحمات و تلاش های ارزشمند همسر مرحوم ذبیحی لوح تقدیری تقدیم این عضو سابق انجمن شهر گرگان گردید.

 

تقدیم به انسانی که وجودش از عشق بود

بانوی گرامی،سکینه بیگم فرزلنه نژاد

همسر مرحوم حاج مسیح الله ذبیحی

 

دیارمان گرگان با روح انسان های بزرگی عجین شده است.ستارگانی که آثار تفکرشان بر شهر روشنایی می بخشند. شخصیت های برجسته ای که برای مردم فرهنگ دوست گرگان ، ارمغان سرافرازی و سربلندی بوده اند.

بانوی گرامی ، بی شک این اوصاف در عزیزی جاویدان چون شادروان حاج مسیح الله ذبیحی ،  محقق گرگان زمین ، نمایان بود.

می دانیم خردمندی و تاثیرات معنوی هزاران انسان همچون او نخواهد شد …

به عنوان یک شهروند ایرانی و گرگانی ، وظیفه خود دانستم  با برگزاری  " آیین یادبودهشتادمین سال تولد مرحوم حاج مسیح الله ذیبحی " ، پدر تاریخ نگاری نوین گرگان را انگیزهای برای پاسداشت به حرمت این انسان سعادتمند قرار دهم تا قادر باشم گوشه ای از ویژگی های ارزشمندش را بیشتر و به خود و شهروندان عزیز بشناسانم.

برخود می بالم که با اعتقاد قوی اعلام نمایم که ارادتمند و شیفته انسان های بزرگ دیارمان ، همچون مرحوم ذبیحی هستم.امید است هر شهروند گرگانی جایگاه خود را در کنار بزرگانی چون او پیدا کند.

به پاس سال ها صبوری ، همراهی و زنده نگه داشتن یاد و آثار آن شادروان ، لوح یاد بودی را تقدیم بانویی چون شما دارم.

                                                                                                                      

                                                                                               با احترام - عبدالرضا چراغعلی                         

                                                                                                                  

  

 نشست هشتادمین سال تولد مرحوم ذبیحی با عصرانه ی چای،  سبزی ، پنير و نان زيارت پايان يافت. اين نشست برگزار شد و همه آمدند تا يادمان باشد ،  اگر چه سنت سنتي بزرگداشت رفتگان سنتی نیکوست ، اما نیکو تر از آن ، نكو داشت آنان در زمان حياتشان است . چهره هاي بر جسته اي در ميان ما هستند كه بايد تا زنده اند يادشان را گرامي داشت.


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 13:28  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

وداع در تنهايي

     يادمان باشد از امروز جفايي نكنيم                  گركه در خويش شكستيم ،صدايي نكنيم

        خود بتازيم به هر درد كه از دوست رسد             بهر بهبود  ولي فـكر دوايي نكنيم 

 

خبر ساده ،‌ قابل پذيرش اما با رنج و غريبانه به ما منتقل شد...

خداوند عيد را بهانه كرد تا از درد و تنهايي رهايش كند

" مجتبي (مسعود) امطعه " ، نماينده موسسه بازيافت استان گلستان در كارخانه دفن بهداشتي و كمپوست زباله گرگان عصر روز عيد قربان (شنبه 7 آذر88) پس از يكدوره بيماري طاقت فرسا با رنج و درد به همراه غربت بانوي زندگيش (زيبا بخشياني) در بخش ICU بيمارستان پنجم آذر گرگان با دار فاني وداع كرد .

3 ماه در اثر شدت و گسترش بيش از حد تومور مغزي بدنش نه حركتي داشت و نه قادر بود كلامي بر زبان جاري كند ، فقط كمي مي توانست بشنود و پاسخ شريك زندگيش را كه به تنهايي اين مدت سخت را پشت سر گذاشت ، ‌با باز و بستن پلكهاي چشمانش ، مي داد . بانوي زندگيش درد تنهايي را با مشقت فراوان به جان خريد و تا آخرين لحظات ، غريبانه با دلي اشكبار در خلوت تنهايي خود بر بالينش ماند تا او غربت را حس نكند .

" امطعه " ، انساني زحمتكش ، با مسووليت و توانمند و فعال بود كه خدمات موثری  به ويژه در تامين نيازمنديهاي سازمان همياري هاي شهرداري هاي گلستان ، فراموش ناشدني است . امروز يكشنبه 8 آذر ماه سال 88 با جسم او وداع شد اما روح پاك و نجيبش همواره همراهمان خواهد بود .

يادش جاويدان است


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 23:55  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

آیین یادبود هشتادمین سال تولد مرحوم مسیح الله ذبیحی پدر تاریخ نگاری نوین گرگان

مسیح الله ذبیحی فرزند شیخ رحیم ، در روستای زیارت در جنوب استرآباد دیدیده به جهان گشود . ذبیحی را می توان پدر تاریخ نگاری نوین دانست.گرگان نامه ، استراباد نامه ، گرگان سرزمین طلای سفید ، گرگان زمین و سالنامه فرهنگ گرگن از جمله آثار وی  هستند . وی در 16 اردیبهشت 1355 و در سن 48 سالگی، هنگام عمل جراحی قلب در انگلستان در گذشت و در امامراده عبدالله  گرگان به خاک سپرده شد.                                                                                                                         آئین یادبود هشتادمین سال تولد مرحوم «مسیح الله ذبیحی» پدر تاریخ نگاری نوین گرگان  با حضور جمعی از دوستداران تاریخ و فرهنگ این دیار تاریخی برگزار خواهد شد.

زمان: سه شنبه 10 آذر 1388، ساعت 17

مکان: چهار را ویلا، سالن اجتماعات انجمن خیریه بانوان گرگان


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 1:0  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

باز هم نا امنی در گرگان !!؟؟

 

 

تأمین امنیت اجتماعی از ضروری ترین خواسته های شهروندان می باشد که قوانین و مقررات موجود و جاری کشور بر ایجاد آن برای ّ همه مردم تأکید زیادی نموده است . اما متأ سفانه مدتی است در شهر گرگان به بهانه های مختلف این امر خدشه دار شده و افرادی مشخص با روش هایی تکراری اقدام به زور گیری ، کیف قاپی ، ضرب و شتم شهروندان ، توزیع مواد مخدر در محلات شهر بین جوانان و نوجوانان و از همه مهمتر سرقت مسلحانه در انظار عمومی می نمایند که متأسفانه در چند ماه گذشته در اقداماتی مشابه و مسلحانه بازار مرکزی طلا فروشان گرگان مورد هجوم افراد مسلح قرار گرفته است . که در آخرین آن در چند روز گذشته چهار موتور سوار با اسلحه کلاشینکف در ساعت 7 غروب در خیابان اصلی شهر اقدام به تیر اندازی و سرقت از مغازه یکی از کسبه خوش نام گرگان نمودند!!؟؟

که این امر با توجه به زمان و مکان وقوع، موجب گردید تا از یک سو حس نا امنی و ضریب رضایتمندی شهروندان گرگانی از عملکرد نیروهای امنیتی بشدت کاهش یابد و از سوی دیگر این اقدامات موجب شگفتی  افراد صا حب نظر گردید. براستی چرا شورای تأمین و فرماندهی ارشد نیروی انتظامی در این خصوص توضیحات لازم رابه شهروندان گرگانی ارائه نمی نماید؟

آیا بهتر نیست علل کاستی های موجود که مانع از تأمین امنیت اجتماعی مردم میشود را به استحضار شهروندان این دیارتاریخی برسانیم؟؟.

امید است عوامل امنیتی و فرماندهان و پرسنل پرتلاش  نیروی انتظامی با تدبیر و جدیت بیشتر ضمن دستگیری عوامل ناامنی های اخیر و بررسی ناکامی های گذشته در راه تأمین امنیت اجتماعی برای شهروندان گرگانی موفق باشند.

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 12:7  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

 

سقوط شهروند خردسال گرگاني در كانال لشكر 30 گرگان

 

 

با بررسي اجمالي نمودار ساخت و سازهاي غيرمجاز و بدون مجوز توسط فرماندهان لشكر 30 گرگان بخوبي مشخص  مي گردد طي سالهاي اخير اين فرايند سير صعودي داشته و شنيده ها و بررسي آخرين عكسهاي هوايي پادگان تاريخي گرگان نشان از اراده جدي فرماندهان ارشد اين يگان نظامي از ناديده گرفتن ضوابط و مقررات مصوب شهرسازي و احجاف به فرهنگ كهن اين ديار تاريخي دارد.

مطالب مدارك موجود پادگان گرگان در سنوات گذشته بيش از ده هزار مترمربع رشد كالبدي غيرمجاز داشته و كاربردي هاي مختلفي مانند تجاري ، اداري ، خدماتي و رفاهي و . . . در آن شكل گرفته است و  اين امر در شرايطي است كه از يك سو برنامه هاي مصوب و كاربردي تعيين شده از سوي شوراي عالي شهرسازي كشور براي اراضي پادگان گرگان ، فضاي سبز عمومي بوده و از سوي ديگر سياستهاي اخير ابلاغي از سوي هيئت وزيران و مجلس شوراي اسلامي مبني بر انتقال سريع پادگان ها به خارج از محدوده قانوني شهرها كاملاً ناديده گرفته شده است !!!؟

متأسفانه در طي ايامي كه گذشت چند روز قبل از روز جهاني كودك يكي از شهروندان خردسال گرگاني در حالي كه در پياده روي ضلع شمالي پادگان درحال عبور بود ، در داخل كانال بدون درپوش عبور فاضلاب پادگان لشكر سي سقوط كرد و از ناحيه پا دچار شكستگي عميقي گرديد و تاكنون چند بار مورد عمل جراحي نيز قرار گرفته است.

براستي آيا فرمانده محترم و تازه وارده لشكر سي گرگان تصميم  براي برچيدن بناهاي غيرمجاز پادگان ،            علي الخصوص ساخت و سازهاي تجاري كه مغاير با ضوابط شهرسازي و دستورالعمل و ضوابط و مقررات ابلاغي به پادگان ها مي باشند دارند يا خير ؟ ؟

آيا فرماندهي ارشد پادگان حاضر به عذرخواهي از مردم فهیم گرگان به خاطر اقدامات غيرقانوني صورت گرفته هستند ؟!

براستي چرا مسئولين ارشد پادگان كه اين خود نشان از كم توجهي و بي اهميت خواندن به حقوق شهروندي است ، زماني كه از سقوط دختر خردسال گرگاني در كانال بدون درپوش عبور فاضلاب لشكر مطلع شدند حتی به فكر عيادت و احوال پرسي از اين شهروند گرگاني نيفتادند ؟!!

 

در خاتمه اميدوارم استاندار و مديران سياسي استان ضمن پيگيري موضوع پاسخگوي اقدامات غير قانوني بعضي از فرماندهان نظامي منطقه و صدماتي كه از قبال اين اقدامات متوجه توسعه پايدار گرگان و عدم تحقق و تأمين سرانه هاي عمومي علي الخصوص فضاي سبز عمومي و شبكه هاي معابر متوجه شهروندان در مركز استان خواهد شده ، باشند.

يك پرسش مهم كه در خاتمه تكرار آن را ضروري مي دانم اين است كه آيا زمان پاسخ گويي اين نهاد نظامي و با مسئوليت ، فرا نرسيده است؟؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 17:55  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

آتش سوزی در پارکینگ اتوبوسرانی 

ناوگان اتوبوسرانی شهرداری گرگان با بیش از یکصد دستگاه اتوبوس و جابجایی روزانه  بیش از پنجاه هزار نفر مسافر ، در طی دو سال گذشته خدمات قابل توجه ای را به شهر وندان گرگانی ارائه نموده است.

اگر چه ارائه این خدمات تا  تامین سرانه های استاندارد مطابق شهرهای توسعه یافته  فاصله زیادی دارد ولی تهیه چندین دستگاه اتوبوس مدرن - بازسازی اتوبوسهای قدیمی – طراحی وساخت ایستگاه های جدید و تعریف مسیرهای جدید همه گی اقدامات ارزنده سازمان اتوبوس رانی شهرداری گرگان است که نباید از نظر دور بماند.

متاسفانه در سال جاری در شرایطی که مدیر عامل و هیئت مدیره سازمان اتوبوس رانی وشهردار و اعضای شورای شهر مشغول برنامه ریزی جهت ارتقا ء سطح خدمات رسانی توسط خودروهای عمومی به شهروندان می باشند، حادثه ای تأسف انگیز رخ داد ودر ساعت سه بامداد سیزدهم آبان ماه تعداد چهار دستگاه از خودروهای ناوگان اتوبوس رانی دچار حریق شد و در آتش سوخت!!؟؟

در بررسی های اولیه نشانه هایی بدست آمد که این آتش سوزی عمدی بوده و چنانچه آتش نشانی با تاخیر بیشتر به محل حادثه میرسید ، به تعداد بیشتری از اتوبوسها ی پارک شده آسیب می رسید.

 گفتنی ست از اولین ساعات بعد ازحادثه ، دستگاه های امنیتی و انتظامی منطقه مشغول ارزیابی موضوع و شناسایی عامل یا عوامل احتمالی این حادثه می باشند.


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:18  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

 

 پیامدهای ناگوار اسکان افاغنه غیر مجاز در محلات شهر گرگان

منطقه گرگان و دشت همانند بسیاری دیگر از نقاط کشور درچهار دهه گذشته ميزبان ميهمانان ناخوانده افغاني بوده و هست  كه اين ميهمان نوازي در منطقه گرگان و دشت هم سبب گرديد تا خسارات جبران ناپذير اجتماعي و اقتصادي به اين منطقه گرگان و دشت همانند بسياري ديگر از نقاط كشور در منطقه تحميل گردد و متأسفانه ادامه حضور آنان سبب گرديده است تا فرصت هاي اشتغال از جوانان اين مرز و بوم سلب گردد و مشكلات عديده امنيتي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي براي اين مرز و بوم فراهم گردد و از همه مهمتر در طول اين مدت حاكميت نظام درخصوص برخورد با اتباع مجاز افغاني مانند شهروندان خود عمل كرده كه شايد علت اصلي اين رويكرد به دليل حس انسان دوستي ايرانيان بوده و هست و جالب تر از همه اينكه افاغنه در طول اين مدت از امكانات و خدمات ساير شهروندان در حالي استفاده مي كنند كه اكثراً شامل يارانه دولتي مي شوند !! ؟؟

شايد بتوان گفت  در اين خصوص  از همه  نگران كننده تر حضور  اتباع غيرقانوني افغاني در استان گلستان علي الخصوص محلات حاشيه اي شهر گرگان مي باشد كه با توجه به بازديد اخير از محلات حاشيه اي شهر گرگان متأسفانه مشاهده گرديد اخيراً تعداد زيادي از افغاني ها غيرمجاز (به گفته نمايندگان شورا در محلات و معتمدين محل) در اين محلات با اجاره منازل مسكوني شهروندان به راحتي زندگي مي كنند كه يقيناً حضور افاغنه علي الخصوص افاغنه غيرمجاز آسيب ها و تهديدات زيادي را براي شهروندان گرگاني و گلستان بهمراه خواهد داشت كه مهمترين آن عبارتند از:

1- افزايش گرايش ازدواج افاغنه به خصوص مردان افغاني با زنان منطقه و بازگشت احتمالي بسياري از اين افراد پس از مدتي به افغانستان و از هم پاشيدگي خانواده هاي آنها كه اين  امر چالش هاي جدي اجتماعي در منطقه بهمراه خواهد داشت.

2- با توجه به عدم كنترل و نظارت مسائل بهداشتي ، اين افراد مي توانند يكي از عاملين انواع بيماريهاي واگيردار بويژه آنفولانزا و سل باشند كه تبعات آن گاه جبران ناپذير خواهد بود.

3- استفاده اين افراد از كليه يارانه هايي كه به شهروندان ايراني مانند نان تعلق مي گيرد.

4-   حمل و توزيع مواد مخدر در سطح منطقه.

5- حضور افاغنه در منطقه بعنوان نيروي كار ارزان باعث افزايش بيكاري و بالارفتن نرخ آن در سطح منطقه گرديده است.

6- درآمد حاصل از اشتغال افاغنه در منطقه به هيچ عنوان در كشور سرمايه گذاري نشده و بصورت ارز از كشور خارج مي شود.


اميد است مسئولان سياسي و امنيتي منطقه با بررسي همه جانبه اين موضوع ، از اسكان و تمركز غيرقانوني افاغنه در محلات حاشيه اي شهر گرگان و روستاهاي شهرستان جلوگيري كرده ، تا فردا با بروز مشكلات پي در پي ، شاهد خدشه به فرهنگ و تاريخ پرافتخار منطقه ، برهم خوردن توازن جمعيتی ، معضلات گوناگون و . . . نشده و حسرت بي توجهي ها و ساده انگاري امروز را  نخوريم.


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 16:25  توسط عبدالرضا چراغعلی  | 

رفع ساخت و سازهای غیر قانونی گرگان در گروحمایت عملی مسئولین سیاسی

مطابق قوانین و مقرارت جاری کشور ، کلیه مالکین اراضی و املاک واقع در محدوده شهر باید قبل از هر گونه اقدام عمرانی اعم از احداث بنا و ... یا تفکیک اراضی ، نسبت به اخذ پروانه از شهرداری اقدام و در حین کار نیز ضوابط و مقررات شهر سازی را رعایت نمایند.

اما در شرایطی که شهرداری و شورای شهر گرگان برای تخلفات ساختمانی و ساخت و ساز های بدون مجوز شهروندان گرگانی جرائمی سنگین و بازدارنده را وضع نموده اند ، تعدادی از دستگاه ها، نهاد های نظامی، انتظامی و امنیتی استان که انتظار بیشتری در رعایت قوانین از آن ها می رود بدون رعایت مقرارت مصوب در طرح جامع شهر گرگان اقدام به ساخت و ساز غیر مجاز نموده اند که اقدامات مذکور علاوه بر تأ ثیرات منفی اجتماعی ، بعضاً خسارت های جبران ناپذیری را به توسعه برنامه ریزی شده ، میزان سرانه های عمومی و روند شهر سازی گرگان وارد نموده است.

در این بین نکته تأسف آور این است که این اتفاقات تلخ در شرایطی صورت می پذیرد که لزوم رعایت قانون در جامعه امری بدیهی برای همگان اعم از مسئولان و مردم بوده و تخطی از آن در موضوع مذکور از سوی نهاد های دولتی و حکومتی و عدم برخورد احتمالی شهرداری با تخلفات مورد اشاره ، سبب سوق دادن دیگران به عدم رعایت ضوابط قانونی ودر نهایت لطمه به حقوق همه شهروندان خواهد شد.

با توجه به موارد مذکور و ایجاد سؤال در ذهن برخی شهروندان علاقمند به توسعه متوازن شهر تاریخی گرگان ، انتظار است مسئولان سیاسی و امنیتی استان با هدف صیانت از حقوق شهروندان و قانون ، ضمن حمایت از شهرداری و شورای شهر در برخورد با تخلفات مورد اشاره ، به صورت جدی تذکرات لازم را به دستگاه های ذیربط به جهت جلوگیری از تکرار موارد مذکور ارائه دهند.

در این میان به عنوان اولین گام پیشنهاد میشود مدیران ارشد استان ، ضمن بررسی همه جانبه موضوع مورد تأسف مذکور هر چه سریعتر دستورات لازم را به جهت توقف عملیات ساختمانی در حال اجرا  در بعضی ازمراکز نظامی ، پادگان ها و دیگر اراضی سطح شهر صادر تا بخشی از اعتماد شهروندان پیگیر موضوع ترمیم شود .

ذکر این نکته را ضروری میدانم که به ناچار در صورت پی گیر نشدن این موضوع از سوی مسئولین ذیربط اطلاع رسانی به شهروندان از مستندات جمع آوری شده در خصوص ساخت و سازهای غیر قانونی تنها راه چاره به جهت ادا وظیفه قانونی به عنوان منتخب مردم در شورای شهر به جهت صیانت و حفظ حقوق گرگان عزیز باشد.

اضافه می کنم نباید اجازه ورود به این شائبه به ذهن خطور کند که ساخت و سازهای بدون مجوز تعدادی از نهاد های نظامی- انتظامی و امنیتی استان در گرگان به امری بدیهی و مرسوم و طبیعی آن هم در منظر مسئولین تبدیل شده وکسی را یاری رسیدگی به آن نیست !!!؟؟     


+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:21  توسط عبدالرضا چراغعلی  |